اکونومیست: چرا دکتری خواندن غالباً هدر دادن دم است؟

داخل عصرگاه قبل از روز قدیسین ۱۵۱۷، مارتین لوتر تزهای ۹۵ گانه اش را پهلو در کلیسایی درون ویتنبرگ آویخت. در آن روزگار، هر تز صرفاً موضعی بود که محدودیت خواهان مناقشه و محاجه بر سر آن حیات. لوتر راهبی آگوستینی بود که ادعا می کرد مسیحیان نمی توانند وضع ورود به فردوس را با پول بخرند. در ساعت ما، تز دکتری بی قراری یک ایده است و هم نمایانگر پیرامون ای از استیناف مستند. نوشتن یک تز هدفی است که صدها هزاره دانشجویی که سالانه بیدار دورۀ دکتری می شوند به عقب آنند.

در بیشتر کشورها مدرک دکتری یکی از ملزوماتِ حقیقی برای شغل در دانشگاه است. این مدرک شروع ای است برای قدم گذاشتن در جهانی از پژوهش های رها. تز دکتری شاهکار روحی هر بی نظیر است، ماحصل کار دانشجو درون همکاری نزدیک با استاد راهنمایش. پیش نیازهای دریافت مدرک دکتری درون کشورها، دانشگاه ها و حتی در رتبه های مختلف تفاوت های زیادی با بی آرامی دارد. بعضی از دانشجویان، نخست دو سال را صرف کردن کار بر روی مدرک خواه دیپلم دورۀ فوق لیسانس می کنند. بعضی از آنان حقوقی قبض می کنند؛ و تعدادی دیگر در این روش باید پول هم بدهند. بعضی از دانشجویان دکتری فقط بوسیله پژوهش مشغول می شوند و بعضی مکلفند کلاس ها و آزمون هایی را هم بگذرانند و بعضی نیز ملزم می شوند به دانشجویان مقاطع پایین مرطوب تدریس کنند. متن یک تز در ریاضیات ممکن است چند دهکده ورق باشد و در تاریخ، بیشتر از صدها ورقه. و نو فارغ التحصیلان دکتری امکان پذیر است درون پیرامون بیست سالگی شان باشند، خواه جان به لب رسیدگانی بالای چهل سال.

یکی دیگر از چیزهایی که بسیاری از دانشجویان دکتری تو آن مشترکند، نارضایتی است. بعضی از آن ها کارشان را «برده داری» توصیف می کنند. کار داخل هفت روز هفته، دهات زمانه در روز، با دستمزد پایین و دورنماهای نامشخص، انفراد شایع این مقطع است. می دانید که «دانشجوی تحصیلات تکمیلی بودن» بیشتر به یک ریشخند می ماند، وقتی دفترتان دکوراسیون بهتری از بناء تان داشته باشد و مزه تک علاقه تان نودِل آماده. یکی از دانشجویان که به قول خودش در به تو عقب جایی می گردد که یک پیتزای مجانی گیر بیاورد، می گوید: «خویشتن دانشگاه تراشیدن که آدم را دلسرد می بطی ء»؛ «آنچه باعث سرخوردگی می شود، این است که می فهمی نقطۀ پایان از دسترس تو بیرون است».

نالیدن دانشجوهای دکتری چیز جدیدی نیست؛ اما ظاهراً صعب اصلی در سیستم هایی نهفته است که دکتراهای پژوهشی -نظری ارائه می کنند (دکتراهای حرفه ای -کاربردی داخل مرزوبوم هایی مثلِ حقوق، تجارت و پزشکی نرخ عینی رطوبت دارند). عرضۀ فارغ التحصیلان زیاد از اندازه است. مدرک دکتری طراحی شد که افرادی بخاطر مشاغل دانشگاهی تربیت شوند؛ اما احصائیه موقعیت های طرز کار دارندگان دکتری هیچ نسبتی با شمار فرصت های شغلی موجود ندارد. درعین حال، پیشگامان تجارت دربارۀ هبوط احاطه های بالا گلایه می کنند و می گویند مقاطع دکتری چیزهایی را که لازم است آموزش نمی دهند. منتقدان تندوتیز نیز دکتراهای پژوهشی را با ترفند پانزی خواه همان همکاری های هرمی مقایسه می کنند. مزایای ثروت

برای مدتی مدید، حتی مقطع اولیۀ دانشگاهی، امتیازی بود بخاطر قلیلی از ثروتمندان؛ و بسیاری از کارکنان دانشگاهی سند دکترایی نداشتند. اما پس از جنگ جهانی دوم، همراه با گسترش تحصیلات عالی، این شوق افزایش یافت که مدرسان دانشگاه مدارک بالاتری داشته باشند. دانشگاه های آمریکا داخل این شالوده بر دیگران پیشی گرفتند؛ داخل ۱۹۷۰، آمریکا به تنهایی یک سوم دانشجویان جهان و نیمی از فارغ التحصیلان دکتری تو علوم و فناوری را تو خود جای داده بود (در همین دوره، انباشتگی آمریکا ۶ درصد پری دنیا وجود). از آن هنگام، خروجی سالانۀ فارغ التحصیلان دکتری داخل آمریکا دو طبق شده و به ۶۴ هزار نفر رسیده است.

سایر کشورها اندوه تو حال مجاهدت و تکرار دنبال ماندگی پایگاه هستند. طی سال های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۶ شمار دکتری های ثبت شده در همۀ کشورهای سازمان شریک و توسعۀ اقتصادی (OECD) به ۴۰ درصد بالغ شد، در مقایسه با ۲۲ درصد در آمریکا. شتاب فارغ التحصیلان دکتری، افزایش کندرو و بسیار چشمگیری تو مکزیک، پرتغال، ایتالیا و اسلوواکی داشته است. حتی ژاپن که شمار انباشتگی جوانش درون حال کاهش است، حدود ۴۶درصد بیشتر درجۀ دکتری تولید کرده است. بخشی از این رشد منعکس کنندۀ گسترش تحصیلات دانشگاهی داخل خارج از آمریکاست. ریچارد فریمن، اقتصاددانی در دانشگاه هاروارد که روی «راسته فقره» پژوهش می کند، می گوید از ۲۰۰۶، آمریکا فقط ۱۲ درصد دانشجویان جهان را داخل خود جای داده است.

اما دانشگاه ها دریافته اند که دانشجویان دکتری، نیروی کار کننده ارزان، با انگیزۀ پشته و قابل جایگزین هستند. هر چه دانشجویان دکتری بیشتر باشند، دانشگاه ها می توانند استیناف های بیشتری انجام دهند و در پاره ای از کشورها این افزایش به معنای کادر آموزشی بیشتر با حقوق کمینه است. یک معاون آموزشی در ییل ۲۰ هزار دلار در سال بخاطر ۹ ماه تدریس دریافت می کند؛ در حالی که میانگین پرداخت به یک استاد طولانی در آمریکا در سال ۲۰۰۹، ۱۰۹ هزاره دلار بود؛ رقمی بالاتر از میانگین پرداختی به قضات و دادرس ها.

تو واقع، عرضۀ فارغ التحصیلان دکتری، از همۀ تقاضاهای دانشگاهی برای کادر تدریس، متجاوز فراتر رفته است. تو کتابی جدید، اندرو هاکر و کلودیا دریفوس (که بوسیله ترتیب لله دانشگاه و روزنامه نگارند) گزارش کرده اند که آمریکا داخل خلال سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ بیش از ۱۰۰ هزار فارغ التحصیل دکتری تولید کرده است. اما داخل همین بازۀ زمانی، فقط ۱۶ هزاره استاد جدید جذب شده اند. به کارگیری هر چه بیشتر دانشجویان دکتری برای پرورش در مقطع کارشناسی، شمار مشاغل طولانی وقت را کاهش داده است. حتی در کانادا که خروج فارغ التحصیلان دکتری، رشد نسبتاً ملایمی داشته، دانشگاه ها در سال ۲۰۰۷، ۴۸۰۰ مدرک دکتری اعطا کرده اند، اما فقط ۲۶۱۶ استاد طولانی نفس را استخدام کرده اند. به نظر می رسد که در حال حاضر، تنها شمار اندکی از کشورهای درون حال توسعۀ سریع مثل برزیل و چین هستند که کمبود فارغ التحصیل دکتری دارند. مسیری کوتاه داخل ارائه و تقاضا

درون حوزۀ پژوهش همچنین همین داستان جبران می شود. در سال های اخیر، دانشجویان دکتری و پرسنل قراردادی مشهور به «زبر دکتری» -که یک دانشجو آن را «پف کردن زنندۀ دانشگاه ها» توصیف می بطی ء- بیشتر پژوهش ها را ارتکاب می دهند. در حوزۀ مدارک فوق دکتری همچنین با عرضۀ بیش از قطع مواجهیم. دکتر فریمن از اطلاعات پیش از سال ۲۰۰۰ خراج گرفت که اگر مشاغل دانشکده های آمریکایی در علوم طبیعی سالانه حدود ۵درصد افزودن می یافت، فقط ۲درصد دانشجویان می توانستند شغلی داشته باشند. در کانادا ۸۰ درصد فوق دکتری ها درآمدی برابر با ۳۸۶۰۰ دلار یا کمتر درون یکسال دارند، البته پیش از کسر مالیات؛ مبلغی که اندازه میانگین کارمزد یک کارگر مسکن است. افزایش زبر دکتری ها مانع دیگری بر ضابطه گونه پست دانشگاهی خلق کردن کرده است. امروزه داخل بعضی مناطق، گذراندن ۵ سال به نشانی فوق دکتری، پیش احتیاج الحاق به یک شغل تامین کامل وقت است.

این خیل پژوهشگران دکتری و فوق دکتری با کارمزد پایین، استعداد پژوهشی دانشگاه ها و به تبع آن، ظرفیت پژوهشی کشورها را تقویت می کند؛ اما این فرمان ابد چیز خوبی نیست. وقتی مراسم و مدها تغییر می کنند، حافظه های درخشان و آموزش دیده هرز می جریان. عصر پساماهواره رشد تند فارغ التحصیلان دکتری فیزیک را به ایست ای تصادفی دستخوش کرد، همان نعوظ که غوغا ویتنام بودجۀ علوم را بلعید. برایان شوارتس، استاد فیزیک درون دانشگاه اوربن نیویورک، می گوید که در دهۀ ۱۹۷۰، چیزی حدود ۵ هزار فیزیک دان مجبور شدند دنبال شغلی درون سایر حوزه ها بگردند.

در آمریکا ظهور اتحادیه های دانشجو-استادانِ در حال یادگیری در دورۀ دکتری، بازتابی است از فروپاشی یک پیمان نامه نانوشته میان دانشگاه ها و دانشجویان دورۀ دکتری: دستمزدی انفعال آور تو حال حاضر، برای یک شغل دانشگاهی خوب درون آینده.

مدرس- دانشجوها درون دانشگاه های دولتی مانند دانشگاه ویسکانسین مدیسون در اوایل دهۀ ۱۹۶۰ سندیکا هایی را تشکیل دادند، ولی عضویت در این اتحادیه ها اخیراً افزایش یافته است. تیمار اینک انجمن ها به دانشگاه های خصوصی نیز کشیده شده اند؛ اگرچه در ییل و کورنل، مقامات دانشگاه و بعضی از دانشکده ها با این استدلال که دانشجویان دکتری شاغل به تدریس، کاری نیستند، بلکه کارآموزند، تو موافق التماس های انجمن ها مقاومت می کنند. تو سال ۲۰۰۲ دانشگاه نیویورک، نخستین دانشگاهی وجود که یک اتحادیۀ دانشجو-استادان را به رسمیت شناخت، اما سه گانه سال بعد، مناظره با آن را قطع کرد.

در بسرنوشت شوم دچار کردن ای کشورها، همچون بریتانیا و آمریکا، پاداش ناچیز و دورنمای شغلی نامطمئن، درون دانشجویان دکتری خارجی نمود پیدا می نرم. بنا به محاسبۀ دکتر فریمن، در سال ۱۹۹۶ عزب ۲۳ درصد دکتری های علوم و مهندسی در آمریکا به دانشجویان زادۀ خارج از آمریکا داده شده بود. در سال ۲۰۰۶ این سهم به ۴۸ درصد افزایش یافته بود. دانشجویان خارجی تحمل بیشتری در برابرِ شرایط کاری نامطلوب نمدار دارند؛ و عرضۀ کار خارجی کم ارزش و ماهرانه نیز سطح دستمزدها را پایین نگه می دارد.

طرفداران سند دکتری استدلال می کنند که این مدرک همچنان ارزشش را دارد، تا اینکه اگر بوسیله شغل آکادمیک دائمی منجر نشود. این طور زدودن که هر دانشجوی ورودی مقطع دکتری خواهان شغلی آکادمیک باشد و بسیاری از آنان با موفقیت وارد مشاغل مقدر شدن مخصوص مثلاً داخل حوزۀ پژوهش های صنعتی می شوند. این ادعا مقاوم است؛ اما بها ترک تدریس در این مقطع، مبین آن است که بسیاری از دانشجویان از این طور وضعی نومید و دلسرد شده اند. درون آمریکا فقط ۵۷ درصد دانشجویان دکتری قریه سال پس از زمان ثبت نام، به مدرک دکتری می رسند. در علوم انسانی که غالب دانشجویان برای تحصیل دکتری شهریه صیقل می کنند، این نرخ بوسیله ۴۹ درصد می رسد. بدتر از این، در حالی که در سایر رشته ها دانشجویان در همان سال های نخست، کشتی را ترک می کنند، داخل علوم انسانی، دانشجویان متشابه صدف کوهی بوسیله حکم می چسبند تا آن که درون نهایت فرسوده شوند و دست بکشند. این دانشجویان تحصیلشان را بوسیله عنوان زبدگان دانشگاهی ملک آغاز می کنند. پژوهش در یکی از دانشگاه های آمریکا نشان می دهد که کسانی که تحصیلاتشان را به پایان می رسانند، باهوش خیس از کسانی نیستند که فراگیری خود را رها می کنند. بازرسی و سرپرستی ضعیف، دورنمای شغلی نامناسب یا کمبود مالی، باعث می شود که بنیه و توانایی آنان ته بکشد.

حتی ممکن است فارغ التحصیلانی که خارج از دانشگاه ها حکم پیدا می کنند، از پس گذران زندگی برنیایند. گرداگرد های دکتری آن عزت تخصصی شده اند که دفاتر کاری دانشگاه برای کاربرد از دستیاری فارغ التحصیلان جویای حکم تقلا می کنند، و مدیر گروه ها تمایل چندانی ندارند که از دانشجویانی که دانشگاه را ترک می کنند، استفاده کنند. یک تحقیق در موسسه انبازی و توسعۀ اقتصادی نشان می دهد که ۵ سال پس از قبض مدرک، متجاوز از ۶۰ درصد فارغ التحصیلان دکتری در اسلواکی و زیاد از ۴۵ درصد در بلژیک، جمهوری چک، آلمان و اسپانیا همچنان با قراردادهای فوری مشغول کارند؛ بسیاری از آنان درون مقطع زبر دکتری بودند. حدود یک سوم فارغ التحصیلان دکتری در اتریش، درون مشاغل غیرمرتبط با مدرکشان مشغول به کارند. داخل آلمان ۱۳ درصد فارغ التحصیلان دکتری به مشاغل پایین تر پایه رضایت می دهند. این رقم درون هلند به ۲۱ درصد می رسد. اضافه درآمدی بسیار کم

فارغ التحصیلان دکتری، درون نهایت، بیشتر از دارندگان مدرک لیسانس درآمد دارند. یک تحقیق ژورنال برنامه ریزی و مدیریت آموزش عالی که توسط برنارد کیسی انجام شده، نشان می دهد که مردان بریتانیایی دارای سند کارشناسی،۱۴ درصد بیش از کسانی که می توانستند به دانشگاه بروند، اما انتخاب دیگری کرده اند، درآمد دارند. اضافه درآمد برای یک فارغ التحصیل دکتری ۲۶ درصد است. اما این افزودن درآمد برای مدرک کارشناسی ارشد، که می توان یک ساله به آن دست یافت، تقریباً بالاست؛ در حدود ۲۳ درصد. درون پاره ای رشته ها، این افزایش درآمد برای فارغ التحصیل دکتری کاملاً به صفر می رسد. فارغ التحصیلان دکتری داخل ریاضیات و کامپیوتر، علوم مدنی و زبان، نسبت به دارندگان سند کارشناسی ارشد در همان رشته، هیچگاه اضافه درآمدی ندارند. در واقع، اضافه درآمدِ یک فارغ التحصیل دکتری نسبت به درآمد یک کارشناسی مبصر در لفافه های مدیریت و فناوری، معماری و آموزش، متجاوز ناچیز است. فقط داخل پزشکی و سایر علوم مرتبط، و بازرگانی و مطالعات مالی، این اضافه درآمد آن جاه فراز هست که گرفتن مدرک دکتری بوسیله زحمتش بیرزد. تو مجموعِ همۀ رشته ها، کار حقوقی یک فارغ التحصیل دکتری نسبت بوسیله دارندۀ مدرک کارشناسی ارشد، فقط شامل ۳ درصد تکثیر درآمد است.

طبیب شوارتس، فیزیک دان نیویورکی، می گوید مهارت هایی که داخل یک دورۀ دکتری کسب می شود، می تواند به فراغت در دوره های بیش کوتاه رطوبت کسب شود. به گفتۀ او سی سال قبل، مشارکت های بالن استریت فهمیدند که بعضی فیزیک دانان می توانند محاسبات دیفرانسیل را عمل دهند و آن ها را استخدام کردند تا «کوانت ها»، تحلیلگران و کارگزاران بورس بشوند. امروزه پرگیر های کوتاهی برای آموزش ریاضیات پیشرفته به منظور استفاده در بازار مالی وجود دارد. دکتر شوارتس می گوید «یک فیزیک دان دارندۀ مدرک دکتری نمی تواند با کسی که دورۀ آموزش معادلات دیفرانسیل را گذرانده رقابت کند».

بسیاری از دانشجویان اظهار می کنند که رشته شان را از طریق تعلق قفا نمی کنند و خودِ تحصیلات شعار اصلی است، نه موضوع آن. فقط بعضی از آنان تصوری اجمالی از جایی دارند که تحصیلاتشان بوسیله آن ختم می شود. درون تحقیقی دربارۀ فارغ التحصیلان دکتری در بریتانیا حدود یک ثالث از آنان پذیرفته اند که دکترایشان را تا حدودی برای ادامۀ تحصیل یا طفره عدول کردن از کاریابی دنبال کرده اند. تقریباً نیمی از دانشجویان مهندسی نیز همین متد را داشته اند. دانشجویان علوم پایه می توانند به صبر به عوایدی دست یابند و ازاین رو، به پشت گرفتن دکتری می روند. اما به موازات فواید، سرمد ماندن داخل دانشگاه خساراتی هم دارد. کارگران با «تحصیلات بیشتر» که بیشتر از آنچه بخاطر یک اشتغال لازم است، آموزش می بینند احتمالاً خرسند و بهرۀ کمتری نصیبشان می شود و حدس بیشتری دارد که شغلشان را ترک کنند.

دانشگاهیان با این سئوال مواجهند که آیا مدرک دکتری درون مقایسه با حیرت هایی که در انبوه هنرها و فرهنگ های مختلف موجود تو جهان، انتظارشان را می کشد، مقدار دارد؟ آن ها کنار این باورند که خرد از دانشگاه ها به جامعه سرازیر می شود و جامعه را پربارتر و تندرست تر می کند. شاید این دیدگاه ثابت قدم باشد؛ اما باز بی قراری گذراندن مقطع دکتری امکان پذیر است گزینش قباحت باشد.

علایق دانشگاه ها و دانشگاهیان رسمی، همپوشانی چندانی با علایق دانشجویان دکتری ندارد. دانشجویان درخشان تر هر چه بیشتر تو دانشگاه ها باقی بمانند، بخاطر دانشگاه ها بهتر است. دانشجویان تحصیلات تکمیلی باعث تصرف امتیازات بیشتر برای دانشگاه و سوابق پژوهشی بیشتر اساتید پیشگام می شوند. دانشگاه ها دانشجویان باهوش کارشناسی را دست چین می کنند و آنان را بوسیله عنوان فارغ التحصیلان بالقوه آماده می کنند. مقصودشان دست کم در آغاز، این نیست که نوجوانان زیرک را پهلو بگذارند. یک دانشجوی بکر از این سخن می گفت که داخل آغاز به او وعدۀ فرصت های درخشانی داده بودند، اما پس از ۷ سال تلاش سخت، او را با جوکی دربارۀ صریح کردن شوهری ثروتمند، دست بوسیله سر کرده بودند. مونیکا هریس، لله فصیح شناسی دانشگاه کنتاکی، یک استثنای نادر است. او پهلو این عقیده است که فارغ التحصیل دکتری متجاوز از اندازه تولید شده و او از قبول این وضع، عادت باز زده است. اما چنین پیشگیری یک طرفه ای از زادوولد دانشگاهی، نادر است. اخیراً از یکی از رؤسای آیوی لیگ دربارۀ عرضۀ متجاوز از وزن دکتری سوالی پرسیدم و او در پاسخ گفت که اگر دانشگاه های  درجۀ یک پا پس بکشند، دیگران پیش می آیند و این مقطع را عرضه می کنند. پیگیری های خوش ذات

بسیاری از معایب گذراندن مقطع دکتری کاملاً معلوم است. گزارشگر شما از یک دهۀ قبل متوجه آن ها بوده است، تو حالی که از طریق یک دکتری عمدتاً بی اسکناس درون حوزۀ نظری داخل حال تکاپو بوده است. همزمان با تلاش اروپایی ها برای نظم و نسق بخشیدن به آموزش عالی، پاره ای از مؤسسات برای تعلیم ساختارمندتر فشار می آورند که این فشارها معمولاً به نوعی دکتری آمریکایی ختم می شود.

اداره هایی که هزینۀ پژوهش ها را تأمین می کنند، دریافته اند که بسیاری از فارغ التحصیلان دکتری، تبدیل احاطه هایشان را داخل بازار شغلی، دشوار می یابند. نگاشتن گزارش های آزمایشگاهی، ارائۀ خطبه های دانشگاهی و ارائۀ گزارش های نوشتاری شش ماهه، در کمال شگفتی می تواند در جهانی که تو آن، بصیرت فنی باید به سرعت متشابه سازی و به صورتی ساده، به طیف وسیعی از مخاطبان ارائه شود، دردسرساز باشد. امروزه تعدادی از دانشگاه ها به دانشجویان دکتری خود پرگیر هایی از پرورش احاطه های درنگ همچون وفاق و فرمان تیمی عرضه می کنند که می تواند تو بازار کار به دردشان بخورد. داخل بریتانیا، یک نیوروت پی اچ دی۴ چهارساله، مدعی یادگیری چنان مهارت هایی در فارغ التحصیلان است.

ملاک ها و انگیزه ها نیز می تواند تغییر کند. تعدادی از گروه ها یا مقامات دانشگاهی، شمار فارغ التحصیلان دکتری را به نشانی نموداری از موفقیت تلقی کرده و برای تولید بیشتر آن، رقابت می کنند. ولی برای دانشجویان دکتری، این ملاک عبرت بیشتر بوسیله درد می خورد که چقدر سریع العمل به شغل می رسند و چه مقدار درآمد خواهند داشت.

در پاره ای از نظام های آموزشی با این استدلال که طول کشیدن زمان یادگیری دکتری زیاد از زمان پیش بینی شده باعث شده اسلوب دانشجویان بدتر شود، بر دانشگاه هایی که این طور دستور ای می دهند، جریمه رویه می شود و این باعث تکثیر ناگهانی دانشجویانی می شود که گرداگرد سندیت را اتمام می کنند.

بسیاری از کسانی که مقطع دکتری را آغاز می کنند، باهوش تر از همکلاسی هایشان هستند و درون کارهایی که ایفا داده اند، بهترین بوده اند. آن ها جوایز و پاداش ها را نصیب خود و دانشگاهشان می کنند. همان گونه که دسته جدیدی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی امسال درون پژوهش خود مدال داده اند، تعداد کمی از آن ها امید دارند که سیستمی که وارد آن شده اند، نفع و استفادۀ دیگران را درون نظر بگیرد؛ آن ها معتقدند فرمان سخت و هوش برای توفیق درون دانشگاه کافی نیست و بسیاری از آن ها فکر می کنند بیرون از نظام دانشگاهی بهتر اجرا می کنند. شاید آن ها احاطه های پژوهشی خود را بخاطر نگرشی کنجکاو برنده و ابکی گیرانه تر دربارۀ موقعیت های دانشگاهی دیگر بوسیله فقره گیرند. کسی باید پایان نامه ای در این باره بنویسد.

پی نوشت ها:
• این پیغام داخل تاریخ ۲۷ دسامبر ۲۰۱۶ با عنوان «Why doing a PhD is often a waste of time» در وب سایت اکونومیست منتشر شده است. وب سایت ترجمان با  ترجمۀ علی کوچکی منتشر کرده است.